چقدر گریه کردم واست تواین چهاردیواری

حالا چی شده که واسه دیدنم حســـی نداری

می گفتی یه لــحظه از دوری من آروم نداری

کنج اتاقت می شینی همش برام چشم انتظاری

تو که حسرت یه لحظه عاشقیٌ روو دلم گذاشتی

می دونم که از همون اول تو منٌ دوسـتم نداشتی

فکر نکن که حرفام یه خواهش یـــــــه التـــماســه

بدون که این حرفام نشونهای واسه مرگ احساسه

واسه منٌ تو نمونده حتی یــــه فرصــــــتی

نمی خوام که از تو بشنوم حتی یه صحبتی