تویی شعر عاشقانه
تویی شعر عاشقانه واسه من خود ترانه
تو همونی که با حرفاش منو از خودش می رونه
اما چشمات با نگاهت منو می خواد بی بهونه
دلمو باز می سوزونه اون دو تا چشم دیوونه
اون چیه که توی چشمات همیشه می زنه فریاد
دل من مثل نگاهت داره اینجا می زنه داد
من خسته واسه تو دیگه هیچ شوقی ندارم
که به پای تو بذارم می دونم که نمی تونم
واسه ی حتی یه لحظه تو رو از خودم برونم
نه دیگه اخر راهه حرفاش به یادم می مونه
اونی که عاشق من بود داره می ره بی بهونه
اما حرفاش دیگه این بار تا ابد با من می مونه
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19:19 توسط دخترک عاشق
|
کاش خداوند سه چیز را نمی آفرید