گل من
توی فنجون های قهوه اثری از تو ندیدم
باورم نمی شه اما که تو نیستی حتی یادم
باورم نمی شه رفتی دیگه نیستی در کنارم
گل من چرا گذاشتی منو تنها با خیالم
دیگه دنیا رو نمی خوام دیگه فردا رو نمی خوام
وقتی نیستی تو کنارم دیگه من هیچی نمی خوام
از خدا تو رو می خواستم شب و روز با گریه و اه
باورت نمی شه اما شبا با گریه می خوابم
دیگه فنجون های قهوه واسه من رنگی نداره
اخه اونم دیگه در خود اثری از تو نداره
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19:19 توسط دخترک عاشق
|
کاش خداوند سه چیز را نمی آفرید