عشق ،‌تصوير جاوداني ماست

يادگار تب جواني ماست

با همين سادگي و بي رنگي

عشق ،‌نقاش ماست ، ماني ماست :

در زمين اين « سيا قلم » هايش

طرح دنياي آسماني ماست

عشق ، اين واژه ي به ظاهر گنگ

به وضوح غم نهاني ماست

خبر از جاي ما چه مي گيري ؟

عشق ،‌تمثيل لا مكاني ماست

سمت خوبي ،‌دو كوچه مانده به دوست

اين خودش ،‌بهترين نشاني ماست

عشق ، چيزي است مثل يك لبخند

كه نمودار مهرباني ما ست

عمر بي عشق ما ، مصادف با :

مرگ جانسوز و ناگهاني ما ست

بايد از او مواظبت بكنيم

عشق ، ميراث باستاني ماست