صدایت میزنم...

من از نگاه خسته ساربان تو را میپرسم ...من یک راه طولانی

انتظارم..با غبار خستگی آه میکشم آه...آهِ من در هوا می پیچد

هیچکس نمیداند شاید در این آهِ پنهانم

 صدایت میزنم...

در سکوت بی انتهای شب صدایم میپیچد..این صدا چه غمگین است

چه تنهاست...یک ستاره به من اشاره کرد او صدایم را شنیده...

چه می گوید؟انگار مرا به میهمانیِِِِ ستاره ها میخواند آه...آری می آیم

چه غوغاییست...تماشاییست...از تک تک نگاه های نور تو را

می پرسم...هیچ نمی گویند...هیچ نمی دانند

آه... آنها نمی دانند که من تو را

 یک آسمان عاشقم...

تو را که یک آسمان ستاره بودی


 

 

www.darhami.com



صدایت میزنم...

من از نگاه خسته ساربان تو را میپرسم ...من یک راه طولانی

انتظارم..با غبار خستگی آه میکشم آه...آهِ من در هوا می پیچد

هیچکس نمیداند شاید در این آهِ پنهانم

صدایت میزنم...

در سکوت بی انتهای شب صدایم میپیچد..این صدا چه غمگین است

چه تنهاست...یک ستاره به من اشاره کرد او صدایم را شنیده...

چه می گوید؟انگار مرا به میهمانیِِِِ ستاره ها میخواند آه...آری می آیم

چه غوغاییست...تماشاییست...از تک تک نگاه های نور تو را

می پرسم...هیچ نمی گویند...هیچ نمی دانند

آه... آنها نمی دانند که من تو را

یک آسمان عاشقم...

تو را که یک آسمان ستاره بودی

عاشقانه به باغ ذهن میروم آرام در می گشایم...صدایت میزنم

آرام...آرام...صدایم در هوای باغ سبز میشود...

غنچه های خاطره بیدارمیشوند.آنها این صدا را میشناسند...

این صدا یک سبز بیدار است.. این صدا چه امیدوار است

به غنچه هالبخند میزنم از تک تک نگاه های سبز تو را میپرسم

چه آرامندچه صبور...

تا شکفتن آنها صبر میکنم میدانم درقلب آنها نیز تو یک خاطره ای

غنچه ها را یک به یک میبویم درخانه متروک قلبم عطر تو می پیچد زنده میشوم...

ذره های زندگی من بوی تورا میگیرد.. غنچه ای میشوم در انتظار

شکفتن غنچه ها میدانند من تورا

یک باغ می ستایم...